ابراهيم عاملي ( موثق )

523

تفسير عاملي ( فارسي )

نيست با دگرگونيهاى آفريده ها چون اين تحوّلات خود نتيجه ى همان اراده ى ازلى و كلمات الهى است كه تبديل پذير نيست و بهر طور كه در علم لا يزال معيّن است كه بايد بموجب زمان و مكان و مقتضى تغيير كند تغيير خواهد كرد و هر گونه وقفه يا تحوّلى ديگر محال است و ناشدنى ، 3 - از آيت 28 جمله ى « وَاصْبِرْ نَفْسَكَ » تا آيت 31 جمله ى « وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقاً » اگرچه روى سخن با پيغمبر است ولى يادآورى و راهنمائى آن كسان است كه بزرگترند و رهبر و اختياردار شهرى و مملكتى و يا لااقلّ چند نفرى و افراد خانواده اى كه اين دسته مردم نبايد ارزش واقعى نفرات خود را از نظر دور بدارند و چشم برنگ آميزيهاى زندگى بدوزند و بافراد هوا پرست و مفرط دل ببندند و مطيع مردم غافل بشوند و نيروى مادى و معنوى خود را براى آنها به كار برند و به همين مناسبت در آيت 29 گفته شده است : « أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً ) * » تا اشاره باشد كه چشم دوختن بمفرط و هوا پرست ستم است و او هم خود ستمكار است پس چنين راهنما و پيروانش ستمكارند و سزاشان آتش و در آيت بعد جمله ى « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا » تا آخر اشاره است كه ارزش معنوى ايمان است و آنكه بافراد مؤمن توجّه دارد خودش و پيروانش مؤمن هستند و پاداش آنها بهشت است ، 4 - آيت 32 « وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ » - تا آخر آيت 45 « عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً » دو تشبيه است و داستان براى روشن شدن دستورهاى گذشته كه كار مردم بى خبر و هوا پرست را بسنجد با آنكه به راه راست است و با انديشه ى درست آن يك باغ درست مىكند و سرمايه فراهم دارد و گرفتار حادثه مىشود و جز افسوس و اندوه چيزى در دست ندارد و يا مثل گياه بهارى كه از باران سرسبز است و آفتاب تموز خشك و پراكنده - اش مىكند ، ولى اين يك با ايمان و دل استوار ، نادارى را عيب نميداند و پيوسته اميدوار است و خوشدل و هرگز اندوه تلف سرمايه اش ندارد ، 5 - در آيت 40 كه گفته شده است « فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً » يعنى اميد دارم خدا بهتر از باغ تو به من بدهد و آن تو را آسيب برساند و نابود كند جاى انديشه است كه چرا مرد پارسا بد ديگرى را بخواهد ؟ ولى با دقت در جمله -